احادیث اخلاقی

فرشتگان سرنوشت

چون ساختمان وجودی تکمیل شد و دیگر نقصی از نظر کالبد نیست دو فرشته مأمور سرنوشت وحی میشود که سرنوشت جنین را
و قضا و قدر او را بر پیشانی آن ساختمان که جای لوح سرنوشت است بنویسند و بداء الهی را شرط تکامل مقدرات او بنگارند. این
صفحه 204 از 269
جا قضا حکومت دارد و قدر مقدار نصیب و بهره او را معین میکند و بداء سبب تبدیل سیئات او به حسنات میگردد. یعنی هر طور
نسبت به زندگی مادی و معنوی او اراده فرماید وحی میکند بنویسند [صفحه 327 ] و برای احدی اختیار و تدبیری باقی نمیگذارد.
زیرا قضا و قدر – بداء و سرنوشت از حیطه علم فرشتگان بیرون و از علومی است که مخصوص حق است و در دیوان محاسبات او
یعنی لوح محفوظ و لوح محو و اثبات ثبت و جای هیچ تغییر و تبدیل یا احتراز نیست. [ 72 ]. از این جهت چون امر میشود سرنوشت
او را بنویسند – میپرسند پروردگارا چه بنویسیم پروردگار متعال به آن دو ملک وحی تشریعی میفرماید که به سر مادر جنین
بنگرید آنجا مرکز تمام ملکات و حیثیات و غرایز و استعداد حیاتی خود اولاد است و پس از آن به لوح مخصوصی که سرنوشت
قضا و قدر آن طفل در آن است نگاه کنید و سرنوشت او را بنویسید -!! آن لوح صورت و اجل و عهد و پیمان و سعادت و شقاوت
و تمام شئون حیاتی طفل را متضمن است و آن دو ملک همان صورت را در پیشانی آن طفل مینویسند و سرنوشت او معین
میشود. یکی از آن دو ملک مطالب لوح مشحون سرنوشت را برای دیگری املاء میکند و دیگری تمامی آن را مینویسد سپس
آن » . نوشته را مختوم و مهر کرده میان دو چشم طفل که مرکز قوای باطنی و ظاهری او و مجمع دو نور حیاتی اوست قرار میدهند
خطوط و نقش و صور و آن صدا و الحان و آهنگها و گفت و شنیدنها و خواندنها و نوشتنها متناسب با آن محیطی است که از
میزان طبیعی این نشئه خارج است زیرا چشم و گوش و زبان و آلات حواس ما برای این نشئه طبیعت ساخته شده اگر ارتعاش
اصوات و حرکات ذرات فضا کم یا زیاد، سریعتر یا بطیءتر باشد قابل درک این آلات سامعه و باصره نیست مگر با دیده بصیرت،
باری پس از ختم نقش و صور جسمی و معنوی و تکمیل ساختمان وجودی کودک و تقویت استعداد « دل و گوش باطن بشنویم
مراحل طولانی زندگی او را در شکم مادر تحریک میکند و برمیانگیزاند و بر میخیزاند تا از استعداد صرف به فعلیت محض
بسا اوقات کودک در عین حال که مأمور سیر » . برسد – و یک نوع زندگی مستقلی در فضای روشنتر و بهتر از رحم در پیش گیرد
تکاملی تکوینی از استعداد به فعلیت میشود [صفحه 328 ] استقامت خود را از دست میدهد و در اثر خواص غرایز طبیعی میراثی
والدین خود به جای اطاعت تمرد میکند و چون از همان وقت متحرک بالاراده است و اختیار آتیه او یا تأثیر وراثت آبائی و
تا دوره جنینی طی شده و موقع خروج و تغییر « اجدادی مانند آثار بدی در تخم و بذر است نافرمانی کرده از اطاعت سر میپیچند
منزل او میرسد طفل باید به این عالم بیاید خداوند عالم به رحم وحی تکوینی میفرماید که باب خود را مفتوح کند تا مخلوق تازه
قدم به زمین گذارد و امر الهی را بر طبق نقشه سرنوشت خود جریان و نفوذ دهد. رحم راه بچه را گشاده و فرشته زاجر برای راندن
مولود جنینی از ظلمتکده مأنوس خود مأمور میشود که او را به این عالم رهبری نماید و لذا نهیبی بر آن کودک میزند که او به
فزع میافتد و زیر و رو میشود یعنی سر او که بالا بوده پائین میآید و پایش بالا میرود تا بتواند به زمین فرود آید سپس نهیب
دیگری بر او میزند تا بر خاک افتد و هنوز صدای جزع و فزع و گریه او که از نهیب فرشته پدید آمده ادامه دارد.
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام محمد باقر علیه السلام نوشته: حسین عمادزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *