اصحاب و شاگردان

احترام جابر به حضرت باقر

امام باقر علیه السلام دوران نوجوانی را می گذرانید و هنوز به مقام امامت نرسیده بود، جابر بن عبدالله انصاری نزد آن حضرت می آمد و احترام شایانی به آن بزرگوار می نمود.
با اینکه جابر از مسلمانان پیشتاز مدینه بود، و قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله در سرزمین مکه به اسلام گروید، سپس در مدینه (تمام ده سالی که پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه زیست)، از نزدیکان آن حضرت به شمار می رفت و آنچه لازم بود از پیامبر صلی الله علیه و آله آموخته بود، در عین حال نزد امام باقر علیه السلام (آن هم قبل از امامت امام باقر، در دوران نوجوانی آن حضرت) می آمد و کسب علم و فیض می کرد.
جابر به قدری شیفتهی محضر امام باقر علیه السلام شده بود که صبح و عصر برای کسب علم و کمال نزد آن حضرت می آمد، ولی مردم ناآگاه مدینه که توجه به اسرار و مقامات نداشتند، از کار جابر تعجب می کردند و به فرمودهی امام صادق علیه السلام آنها می گفتند:
وا عجباه! لجابر یاتی هذا الغلام طرفی النهار و هو آخر من بقی من اصحاب رسول الله:
«شگفتا از کار جابر، که هر روز بامداد و عصر نزد این کودک می رود (و کسب علم می کند) با اینکه او آخرین نفر از اصحاب و یاران نزدیک رسول خدا صلی الله علیه و آله است که باقی مانده است؟!» [11].
[صفحه 21]
نتیجهگیری و جمعبندی
در اینجا این سوال مطرح می شود که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله به امام باقر علیه السلام به عنوان باقر و شکافندهی علم، عنایت ویژهای داشت، و چرا جابر بن عبدالله انصاری که از شیعیان فهیم و طراز اول امیرمومنان علی علیه السلام بود، این مطلب را به طور جدی پیگیری و اعلام می کرد؟
پاسخ آنکه: در عصر امامان قبل از امام باقر علیه السلام فرصتی برای تشکل شیعیان و تنظیم و تنقیه فقه اسلامی از راه صحیح، به دست نیامد، و این علوم در زیر خاکهای تیره و تاری که بنیامیه به وجود آورده بودند، قرار گرفت، امام باقر علیه السلام نخستین امامی بود که با دست زدن به انقلاب فرهنگی در سطح وسیع، خاکهای مذکور را شکافت، و این علوم را از زیر آن خاکها درآورد و با تربیت شاگردان برجسته، به تاسیس حوزهی علمیه پرداخت و هستهی مرکزی حوزه را استوار ساخت، که پس از او فرزندش امام صادق علیه السلام بر رونق و گسترش آن افزود.
بنابراین باید توجه داشت که عنایت خاص پیامبر صلی الله علیه و آله به اینکه امام باقر علیه السلام، سرزمین علم را می شکافد، و زوایا و اسرار علم را آشکار می کند، بیانگر علم حقیقی اسلام یعنی همان تشیع و محتویات تشیع است، و اعلام و تکرار و پیگیری جابر و شعار آمیخته به شعور او که مکرر می گفت: یا باقرالعلوم یا باقرالعلوم؛ این بود که مردم را به اسلام ناب که همان خط تشیع راستین است، دعوت کند و خفتگان را از گمراهی و کژ روی نجات دهد.
[صفحه 22]
بر همین اساس در شان امام باقر علیه السلام گفته شده:
لا یظهر عن احد من ولد الحسن و الحسین علیهماالسلام من العلوم ما ظهر منه من التفسیر و الکلام والفتیا و الاحکام و الحلال و الحرام:
«از هیچ یک از فرزندان حسن و حسین علیه السلام آن همه علم و دانش، آشکار نشد که از امام باقر علیه السلام آشکار است، علومی مانند: تفسیر، علم کلم، فتوا و احکام و حلال و حرام.» [12].
برگرفته از کتاب نگاهی به زندگی امام باقر علیه السلام نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *