امامت و رهبری، حاکمان زمان

خلفای هم عصر امام باقر عمر بن عبد العزیز

دو سال و پنج ماه از امامت آن بزرگوار، با عصر این حاکم، هم زمان بود. مردم از بیعت با وی اعلام رضایت و خوش حالی می کردند.(2) از کارهای مهم او، مبارزه با فساد و تبعیض،(3) پرداختن سهم اهل البیت علیهم السلام از بیت المال،(4) ممنوع کردن لعن بر امام علی علیه السلام ،(5) برگرداندن فدک به فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام (6) و برداشتن ممنوعیت نگارش حدیث(7) بود. به دلیل این خدمات، در روایتی از امام باقر علیه السلام چنین وارد شده است:
و قال عطاءُ بنُ مسلم الخفاف عن عمروِ بنِ قیسِ الملائی: سُئل مُحمّدُ بنُ علیِ بنِ الحسین عن عمر بن عبد العزیز، فقال: أما علمتَ أنّ لِکُلِّ قَوم نَجیبه وَ إن نجیبه بَنی أمیهَ عُمرُ بنُ عبد العزیزِ و إنه یُبعثُ یَومَ القیامهِ أُمهً وَحْده.(8)
عطاء بن مسلم خفاف، از عمرو بن قیس ملائی [نقل کرد که]

1- ابوحفص عمر، فرزند عبدالعزیز بن مروان بن حکم و مادرش، ام عاصم، دختر عاصم بن عمر است. وی در حلوان، روستایی در مصر به دنیا آمد که پدرش امیر جا بود. بعد از درگذشت پدرش، عمویش عبدالملک، او را به دمشق فراخواند. در صفر سال 99 ق مردم با او به عنوان خلیفه بیعت کردند و در سال 101 ق در 39 سالگی پس از دو سال و پنج ماه خلافت، در دیر «سمعان» در منطقه دمشق از دنیا رفت.( تاریخ طبری، ج6، ص550)
2- الکامل فی التاریخ، ج4، ص143.
3- الامامه والسیاسه، ج2، ص116؛ الکامل فی التاریخ، ج4، ص153؛ تاریخ الخلفاء، ص232.
4- قرب الاسناد، ص172.
5- شرح نهج البلاغه، ج3، ص57.
6- تاریخ الخلفاء، ص232.
7- تذکره الحفاظ، ج1، ص3؛ صحیح البخاری، ج2، ص6.
8- تاریخ الخلفاء، ص230؛ تذکره الحفاظ، ج1، ص119؛ تاریخ مدینه دمشق، ج45، ص147؛ الکامل فی التاریخ، ج5، ص62؛ تهذیب الکمال، ج21، صص439 و 440.
ص: 56
گفت: از محمد بن علی بن الحسین درباره عمر بن عبدالعزیز سؤال کردم، فرمود: برای هر قومی وسیله نجات هست؛ برای بنی امیه عمر بن عبد العزیز نجات دهنده بود. او روز قیامت تنها مانند یک امت برانگیخته خواهد شد.
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است که یکی از برادران عمر بن عبدالعزیز، بر او به سبب گرامی داشتن فرزندان فاطمه خرده گرفت و این رفتار را موجب ناخشنودی خاندان اموی دانست. عمر پاسخ داد که تکریم وی بر پایه حدیث نبوی است که بنابر آن، فاطمه علیها السلام شاخه گلی از درخت پر شاخ و برگ رسول الله صلی الله علیه و آله است و هرکس او را شاد کند، رسول الله صلی الله علیه و آله را شاد کرده و هر کس وی را بیازارد، پیامبر را آزرده است. آن گاه عمر گفت که خواهان شادی پیامبر خداست و به سخن دیگران کاری ندارد.(1)
برخی منابع اهل سنت آورده اند که عمر بن عبدالعزیز در عهد خلافتش فقها را نزد خود خواند و تکریم کرد. یکی از آنان حضرت باقر علیه السلام بود که بیش از دیگران احترام شد.(2)
بعضی از مورخان نوشته اند که عمر بر بنی امیه درباره اموالشان سخت گیری می کرد و بسیاری از آنچه را که از بیت المال غصب کرده بودند، از آنها پس گرفت. همین امر نیز سبب دشمنی آنها با او شد تا جایی که او را مسموم کردند و به قتل رساندند.(3)

1- قرب الاسناد، ص 112، ح 389.
2- ترجمه الامام زین العابدین، صص 127 و 128.
3- عقد الفرید، ج3، ص412؛ تاریخ الخلفاء، ص282. عمر بن عبدالعزیز در نگاه شیعه این گونه توصیف شده است: او از نظر عدالت و مردمداری، سیاست خوبی را دنبال کرد و ناسزاگویی به امیر مؤمنان، علی علیه السلام را که میراث شوم معاویه بود، محو ساخت و فدک را به فرزندان فاطمه3 بازگرداند، ولی چون ولایت و حاکمیت، مخصوص امامان: بود و او بدون اجازه آنها، زمام امور را به دست گرفت، غاصب به شمار می رفت. ازاین رو از ابوبصیر روایت شده است که گفت: روزی من با امام باقر علیه السلام در مسجد النبی بودم، ناگاه عمر بن عبدالعزیز همراه غلامش وارد مسجد شد. امام فرمود: « به زودی این شخص، زمام امور حکومت را به دست می گیرد و عدل و داد را آشکار می سازد و پس از چند سال می میرد. اهل زمین از مرگ او می گریند، ولی اهل آسمان او را لعن می کنند.» به امام عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا، آیا نفرمودید که او عدل و انصاف را رعایت می کند؟ پس چرا اهل آسمان او را لعن می کنند؟» فرمود: «یجلس مجلسنا و لا حق له؛ او در جایگاه [رهبری] که مخصوص ماست می نشیند، با اینکه چنین حقی ندارد». (اثبات الوصیه، ص154)
ص: 57
درباره موضع بنی هاشم در قبال این رفتار عمر بن عبدالعزیز، نقل شده است که گروهی از بنی هاشم اجتماع کردند و نامه ای برای عمر بن عبدالعزیز فرستادند. آنها در این نامه از او به دلیل اینکه با اقدامات خود، موجب صله ارحام در بین بنی هاشم شده بود، تشکر کردند؛ چرا که آنها از زمان معاویه گرفتار ستم بودند.(1)
با این حال، بدیهی است که بر اساس آموزه امامت منصوص، که جداکننده مذهب اهل بیت علیهم السلام از دیگر مذاهب اسلامی است، هیچ گاه عمر بن عبد العزیز شخصیت محبوب امامان شیعه و پیروان ایشان نبوده است.
بر این اساس، ائمه علیهم السلام از جمله امام باقر علیه السلام ، در تنگنای زمان و به دلیل سیاست های جبارانه حاکمان، ناگزیر به ظاهر از حکومت و نبرد آشکار دست برداشتند و به تصحیح اندیشه و فرهنگ جامعه پرداختند، ولی در نهان، حکومت الهی را همچنان پیگیری می کردند و آن را اصیل می شمردند.

1- الطبقات الکبری، ج5، ص319.
ص: 58
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام از دیدگاه اهل سنت نوشته آقای رمضان قوامی در بندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *