امامت و رهبری، حاکمان زمان

خلفا زمان امام باقر سلیمان بن عبدالملک

پس از مرگ ولید بن عبدالملک در سال 96 ه؛ برادرش سلیمان بن عبدالملک بر جای او نشست.
سلیمان نیز مانند پیشینیانش، در اولین سخنرانی خود برای مردم، سخن از حاکمیت خدا و رضایت به حکم الهی به میان آورد، [317] ولی در عمل، همان شیوهی تجملی، اسراف و استبداد خلفای اموی را پی گرفت، و کارگزاران دوران ولید را بر پستهای خود باقی گذاشت [318].
در روزگار حکومت او، تجمل به گونهای گستردهتر به دربار راه یافت، و هر طیف و طبقهای با جامهی مخصوص به حضور او میرسیدند.
سلیمان، در پرخوری و شکمبارگی کم نظیر بود [319] گرگی را میمانست که پس از روزگاری گرسنگی به طعمهای دست یافته باشد. تنها اندیشهای که در سر او نبود، اندیشهی مردم و اسلام و قرآن بود و خود اقرار میکرد:
غذای خوب خوردیم و لباس نرم پوشیدیم و مرکب رهوار سوار شدیم، لذتی برای من نمانده، مگر دوستی که میان من و او تکلف نباشد. [320].
سلیمان، هر چند در مقایسه با ولید و یزید، فرصت نیافت تا جباریت خود را آن گونه که آنان به کار گرفتند، به کار گیرد، اما جوانی و قدرت، جز عجب و غفلت نمیزاید؛ چنان که خود روزی در آینه نگریست و از شکوه شاهی خود به شگفت آمد و گفت: محمد (ص) پیامبر بود… و عبدالملک سیاستمدار و ولید جبار و من پادشاهی جوانم! [321].
در این جا سلیمان به جباریت برادرش ولید اعتراف میکند.!
[صفحه 177]
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام جلوه امامت در افق دانش نوشته آقای احمد ترابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *