از دیدگاه شعرا

امام محمد باقر (ع) در آینه شعر و ادبیات (3)

امام محمد باقر (ع) در آینه شعر و ادبیات (3)
یادگار روزهای خاک و خون
«باقر» علم بودی و «شاکر» خدا. «هادی» مردم بودی و «محمد» خداوند. برای عاشقی خلق شده بودی. پروانه بودی و آینه دار شمع.
از قبله شدن خویش فرار کرده بودی.
غصه دار قصه های بی قرینی بودی که در کربلا به وقوع پیوسته بود. یادگار روزهای خاک و خون بودی؛ یادگار نسلی که خورشید، بالای سرشان سایه انداخته بود و لب به ذکر خدا تر می کردند.
وقتی طلوع کردی…!
دیگر دنیا شبیه شب های بی ستاره نبود!
دیگر آینه ها دلشکسته نبودند.
کویر عطشناک، از بارش کرامتت، مست می شد. پیشانی بلندت، ردّ زخم های کهنه را از یاد می برد و تو، خستگان را به سمت تماشا می بردی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *