از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

مدح و ثنای امام محمد باقر علیه السلام – عشق و جنون

یادگار عشق و جنون من غصه دار غصه هایی قرینم من کربلا را یادگار آخرینم من یادگار روزهای خاک و خونم من یادگار
چهرههای لاله گونم من تشنگی در خیمه را احساس کردم یاد از دو دست خونی عباس کردم من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند من دیدهام در وقت تشییع جنازه اسبان دشمن را که خورده نعل تازه من با خبر هستم ز باغی بی
شکوفه خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه گرچه کنون مسموم از زهر هشامم من کشته ویرانهای در شهر شامم سوغات من از کربلا
درد و محن بود پژمردگی لاله هایی در چمن بود من روضه خوانی در منا بر پا نمودم خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم من
سوختم از داغ بانوی مدینه سنگ مدینه می زدم هر دم به سینه حالا که نقش زهر کین در جسم مانده از جسم پاک من فقط یک
اسم مانده یارب هشام آرامش من را به هم زد او ظلم را در دفتر ظلمت رقم زد یارب! قرارم را ز نیرنگش ربوده در مجلس مستی
مرا دعوت نموده زهر عدو خون کرده قلب آتشین را گریان نموده چشم زین العابدین را
برگرفته از کتاب دانستنیهای باقر العلوم (ع)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *