حرم و بارگاه, محل دفن

وفات حضرت امام باقر علیه السلام

قطب راوندی در خرایج از ابیبصیر روایت میکند که گفت از حضرت صادق علیه السلام شنیدم فرمود پدرم مریض شد مرض شدیدی که ما خائف شدیم و من بالای سر او گریان شدم و اصحاب با نظر حسرت و تاسف به او مینگریستند در آن حال شدت مرض فرمود من از این مرض نخواهم مرد بلکه شفا خواهم یافت پس از آن چندی حال پدرم خوب شد تا یک روز فرمود من امروز خواهم مرد و همان روز درگذشت.
کلینی نیز نظیر این روایت را آورده که حضرت صادق (ع) فرمود پدرم مریض شد و شروع فرمود به وصیت درباره غسل و کفن و دفن و محل قبر – عرض کردم آثار مرگ در شما نمیبینم فرمود ای فرزند من اکنون از پشت دیوار صدای پدرم علی بن الحسین را شنیدم که فرمود یا محمد تعال عجل زود به طرف ما بیا
هشام بن سالم از حضرت صادق علیه السلام نقل میکند که همان شب که میخواست از دنیا برود فرمود یا بنی هذه اللیله التی وعدتها این همان شب موعود است که نزدیک روشنی صبح من خواهم رفت. [94].
و باز روایت میکند که همان شب امام محمدباقر علیه السلام مشغول مناجات بود و آن شبی بود که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبض روح شد روز 7 ربیعالاول سال 114 و ممکن است این روایت با روایتی که اهل سنت برای دفن پیغمبر در 12 ربیعالاول نوشتهاند منطبق شود زیرا چند
[صفحه 397]
روز بدن مقدس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم روی زمین برای نماز گزاردن مردمان مسلمان بود و شاید 12 به خاک سپرده شد.
وفات امام محمدباقر علیه السلام
قطب راوندی در خرایج از ابیبصیر نقل میکند که از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام شنیدم فرمود پدرم مریض شد در شدت مرض که ما بر حال او بیمناک شدیم و بالای سرش گریان گشتیم بعضی اصحاب حاضر بودند که ناگهان چشم باز کرد فرمود من نمردهام و از این درد نخواهم مرد و خواهم ماند تا وقتی که خدا بخواهد بهبودی حاصل شد مدتی مکث کرد و باکی نداشت تا یک روز فرمود.
قال یا بنی انی میت یوم کذا فرمود من خواهم مرد و همان روز از دنیا گذشت.
و کلینی اضافه میکند که در همان روز وصیت کرد و اسرار و ودایع امامت به فرزندش سپرد و درباره تجهیز غسل و کفن و دفن و دخول قبر وصایائی فرمود در حالی که اثر مرگ در آن حضرت مشاهده نمیشد که ناگهان طاهر و مطهر خوابید و از دنیا رفت.
حضرت صادق علیه السلام فرمود وضو گرفته در حال خشوع و خضوع مناجات شد و فرمود همین امشب من به خدای خود ملحق خواهم شد و همان شبی بود که قبض فیها رسول الله.
طبق این روایت باید روز وفات 28 صفر باشد در حالی که اخبار دیگر سوم صفر یا 7 ربیعالاول نیز نوشتهاند و بنابر خبر دوم که 7 ربیعالاول باشد و رحلت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به روایتی در این تاریخ بود که 12 دفن شده است.
علامه اربلی مینویسد به نقل امام محمدباقر جابر بن عبدالله انصاری و ابیسعید خدری و ابیهریره و ابنعباس و انس بن مالک و امام حسن و امام حسین و سعید بن مسیب و غیره نقل روایت فرموده و مات فی سنه سبع عشره و مائه در سال 117 یا سال 118 در سن 73 سالگی درگذشت و او را در پیراهنش کفن نمودند زیرا در آن پیراهن بسیار نماز خوانده بود وصیت فرمود در آن پیراهن کفن و دفن نمایند.
خواندمیر در روضهالصفا تولد آن حضرت را جمعه غره رجب سال 57 و وفات او را سال 117 و عمرش را 58 سال نوشته.
ابنصباغ مینویسد مات ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین الباقر (ع) فی سنه سبعه عشر و مائه و له من العمر ثمانی و خمسون سنه و قیل ستون سنه [95].
[صفحه 398]
ابوجعفر محمد بن علی در سال 117 درگذشت و عمرش 58 سال بود شصت سال هم گفتهاند و پس از رحلت پدرش 19 سال دوره امامت او بود و او به سم ابراهیم بن ولید بن عبدالملک مسموم و شهید شد و قبرش در بقیع است در قبه عباس پهلوی قبر پدرش علی بن الحسین و عمویش حسن بن علی.
و اضافه کرده که عبدالله برادرش هم مردی فاضل و صالح بود که به دست بنی امیه مسموم گردید.
در اعیان الشیعه وفات آن حضرت را در مدینه دوشنبه 7 ربیعالاول یا آخر سال 114 نوشته و مدت عمر امام محمدباقر علیه السلام 57 سال بود که چهار سال با جدش و 39 سال با پدرش و 18 سال پس از پدر مدت امامت آن حضرت است.
کلینی در کافی مدت امامت آن حضرت را 19 سال و دو ماه نوشته که معاصر با ولید بن عبدالملک و سلیمان بن عبدالملک و عمر بن عبدالعزیز و یزید بن عبدالملک و هاشم بن عبدالملک بوده است.
ابن شهر آشوب وفات آن حضرت را سال 114 در سن 57 سالگی نوشته که سه یا چهار سال با جدش و 39 سال با پدرش و 19 یا 18 سال مدت امامت آن حضرت بود.
در کشف الغمه سید محسن عاملی وفات را سال 117 بلکه 118 دانسته و مدفنش را در بقیع نوشته بنابراین عمر آن حضرت شصت سال بوده است.
در رحلت امام محمدباقر علیه السلام سه قول است.
1 – آنکه در سال 117 رحلت کرده به نقل واقدی در سن 58 سالگی
2 – آنکه در سال 114 شهید شده به نقل ابونعیم فضل بن وکین در 57 سالگی
3 – آنکه در سال 118 رحلت نمود در سن 73 سالگی که اولی بیشتر مورد اعتماد است. ابنجوزی مینویسد که 3 نفر بودند که در یک روز فوت شدند نام آنها و اسم فرزندان آنها یکی بود.
اول: علی بن الحسین که پسرش محمد بن علی باقرالعلوم است.
دوم: علی بن عبدالله بن عباس که نام پسرش محمد ابوالخلفا بود.
سوم: علی بن عبدالله جعفر که نام فرزندنش محمد بود. [96].
از ابوعبدالله امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده اند که فرمود پدرم روزی به من گفت بقی من اجلی خمس سنین و ما چون خوب توجه داشتیم یک روز کم یا اضافه نشد پس از پنج سال شهید گردید. [97].
[صفحه 399]
ابنصباغ اولاد آن حضرت را شش نفر و قتل به سم نوشته و اضافه میکند که عبدالله برادرش را هم بنی امیه مسموم نمودند. [98].
تاریخ سال رحلت امام محمدباقر علیه السلام را کلینی در کافی و شیخ مفید در ارشاد و ابنشهرآشوب در مناقب و طبرسی در اعلام الوری و ابناثیر در کامل التواریخ سال 114 و سال 115 نوشتهاند و اصح همان 114 را دانستهاند.
اما ماه رحلت را شهید در دروس و کفعمی در مصباح دوشنبه 7 ذیحجه نوشته.
در روضهالواعظین هم ذیحجه را تایید کرده که دوشنبه 7 ذیحجه سال 114 باشد.
بنابراین سن مبارک امام محمدباقر علیه السلام 57 سال و پنج ماه و 7 روز بود و با روایت سال 117 بالغ بر شصت سال میشده است.
سه سال و 6 ماه با جدش سیدالشهداء 34 سال و 15 روز با پدرش امام زینالعابدین علیه السلام 19 سال و 10 ماه و 12 روز مدت امامت او بوده است.
در اینکه امام محمدباقر علیه السلام را مسموم کردند شکی نیست.
سید بن طاوس در اقبال مینویسد وضاعف العذاب علی من شرک فی دمه و هو ابراهیم بن ولید
ابنبابویه مینویسد قتل مسموما بامر ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک
کفعمی در مصباح مینویسد: سمه هشام بن عبدالملک
مجلسی از قطب راوندی از حضرت صادق علیه السلام روایت میکند که عبدالملک بن مروان زین مسمومی فرستاد به مدینه طیبه برای حضرت باقر علیه السلام بر روی آن زین شدهای که تحفه خلیفه بود بر اسب بستند و امام محمدباقر بر او سوار شد پاهای مبارکش از شدت زهر ورم کرد به طوری که آثار مرگ بر او ظاهر شد شروع به وصیت فرمود البته این عبدالملک دوم است.
خاتونآبادی در جناتالخلود مینویسد هشام بن عبدالملک آن حضرت را مسموم گردانید.
در خبر است که آن حضرت همیشه با تضرع و زاری در دل شب با خداوند راز و نیاز میکرد مخصوصا در ایامی که مریض گردید و منجر به رحلت او شد این کلمات را تکرار میفرمود الهی امرتنی فلم ائتمر و نهیتی فلم انزجر فها انا عبدک بین یدیک و لا اعتذر
[صفحه 400]
یعنی پروردگارا تو مرا امر کردی و تمرد کردم تو مرا باز داشتی و از زجر تو متنبه نشدم خدایا من بنده تو هستم و اکنون در پیشگاه تو عذری ندارم آنگاه وصیت نمود فرمود آن پیراهنی را که در زمان حیات خود میپوشیدم بر من کفن نمائید اکنون معلوم نیست که آن پیراهن دوخته بود که مکروه است کفن دوخته و آستیندار باشد یا همان احرامی که به صورت پیراهن بر دوش وقت نماز میانداختند و یقینا امام کاری که در شرع خودشان مکروه میداشتند نمیکنند و مسلم است که آن لباس عبادت بود که خواسته با همان لباس به ساحت قدس کبریائی وارد شود همان طور که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم پیراهن خود را برای فاطمه بنت اسد کفن نمود و گفته و نوشتهاند که تا قیامت آن پیراهن پوسیده و فرسوده نخواهد شد.
و در خبر است که اگر کسی در حال نزع به دشواری جان سپارد در محل نمازش بخوابانند تا جان کندن او آسان شود و لذا امام محمدباقر علیه السلام فرمود مرا در همان پیراهنی که لباس نماز من بود کفن کنید و دفن نمائید.
برگرفته از کتاب زندگانی امام محمد باقر علیه السلام نوشته آقای حسین عماد زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *