سیره عملی و رفتاری

سیره امام باقر علیه السلام در رفتار با ستمگران

از اندیشهها و رفتارهای شفاف عترت موضعگیری در برابر ستمگران، به خصوص حاکمان طاغوت میباشد. هیچ امامی در هیچ
زمانی در برابر ستم سر فرود نیاورد و اندکی موضع ستمگر را تأیید ننمود. بلکه آنان ظلمستیزی و مبارزه با ستمگران را شیوهی
زندگی خویش برگزیدند. به خاطر چالش گری آنان با ستمگران، انواع ستم از جانب حاکمان ظالم بر آنان روا شده است. اندیشه
و رفتار باقر العلوم علیه السلام نیز همانند سایر شاخصهای عترت موضعگیری در برابر ستم و ستمگران است. حضرت این اندیشه را
بالنده ساخت که انسان مؤمن نباید ستم پذیر بوده، و نباید کوچکترین حرکت در جهت همسو شدن با ستمگران انجام دهد. این
نیز بعد دیگری از جبهه گیری اجتماعی حضرت میباشد. البته آشکار است که مبارزه با ستم تنها این نیست که میدان جنگ
[صفحه 204 ] آراسته و در برابر ستمگر قد برافراشته نماید؛ که این موضعگیری در شرایط خاص فراهم میشود. همیشه این گونه
نیست که موضعگیری دو جریان چالشگر در میدان های جنگ آشکار گردد. در زمان امامان معصوم این نوع موضعگیری برای
برخی از آنان مانند علی بن ابیطالب و امام مجتبی و نیز حسین بن علی (علیهم السلام) فراهم شده است. از زمان امام سجاد
صفحه 78 از 110
علیه السلام اوضاع اجتماعی به گونههای متفاوت تغییر یافته است که نبرد و رویارویی برای امامان دیگر فراهم نبوده است. لیکن این
شرایط هیچ گاه سبب نشده که عترت از مبارزه با ستم و حاکمان ستمگر دست بردارد. بلکه چالش گری به رغم طاغوتیان به
روشهای دیگر شکل گرفته و عترت توانسته با فرهنگ سازی و بارور نمودن اندیشههای پیروان خویش و تشکل هم سوی عترت را
به صورت یک جریان بزرگ اجتماعی به رغم حاکمیت ستمگران بسیج کنند. این اندیشه هنگامی که در جامعه استقرار بیابد،
بیشترین مقاومتها و انقلابها را به رغم ستمگران حاکم، رهبری خواهد نمود. به همین خاطر، حرکتهای بزرگ اجتماعی و
انقلابهای پرشور طاغوتزدا از برکت اندیشه و رفتار عترت الهام گرفتهاند. باقر العلوم علیه السلام در یک زمانی زندگی میکند،
که حاکمیت ستم به اوج خود رسیده است. زمان اقتدار حاکمیت حزب عثمانیه که شورشها و انقلابهای به رغم آنان سرکوب
شده و حکومت یک دست اموی در سرتاسر کشور پهناور اسلامی شکل گرفته است. پیروزی ظاهری ستمگران در حادثه کربلا که
به فرجام شهادت حسین علیه السلام و یارانش انجامید و نیز سرکوب شدید هواداران عترت بعد از شهادت حسین علیه السلام در زمان
امام [صفحه 205 ] سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام، زمینه رویارویی عترت با ستمگران طاغوت را کمرنگ ساخته بود. در
عین حال اندیشه و رفتار عترت به گونهای است که یک جریان بزرگ اجتماعی را به رغم ستم و حاکمیت ضد ارزشها شکل
میدهد. پیروان خویش را از همراه شدن با ستمگران هشدار میدهد. در این فرصت به بررسی اندیشه و رفتار حضرت در این راستا
میپردازیم.
اندیشه
باقر العلوم علیه السلام اندیشه ی ستیز با ستمگران را بارور و شکوفا میسازد، جعفر بن محمد عن آبائه قال قال رسول الله صلی الله
علیه و آله و سلم اذا کان یوم القیمۀ نادی مناد این اعوان الظلمۀ و من لاق لهم دواتا و او ربط کیسا او مد له مدة قلم فاحشروهم
هنگامی که قیامت برپا شود منادی ندا خواهد داد یاوران ستمگران کجا هستند، هر کس برای ستمگران دوات فراهم » [ معهم. [ 365
در این گفتار امام «. نموده یا کیسهای را برای آنان آماده ساخته، یا قلمی را برای آنان فراهم ساخته؛ با ستمگران محشور خواهند شد
همام از هر گونه همکاری و همیاری با ستمگران را هشدار میدهد. فرجام تلخ همسو شدن با ستمگر را شفاف میسازد. در گفتار
دیگر باقر العلوم و امام صادق (علیهما السلام) از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این گونه نقل میکنند: ایاکم و ابواب السلطان
بپرهیزید از مراجعه به حکام و پیرامونیان آنان، » [ و حواشیها فان اقربکم من ابواب السلطان و حواشیها ابعدکم من الله عزوجل. [ 366
صفحه 206 ] در ] .« هر کس به مقداری که به دربار سلطان جائر نزدیک باشد، به همان مقدار از خدای عزوجل دور خواهد بود
گفتار دیگر آمده: هر کس ستمگری و ستم و ظالم را به عهده گیرد و یا به وی امدادرسانی نماید، فرشته مرگ به وی مژدهی لعن و
نفرین و آتش جهنم میدهد. [ 367 ] به این مضمون روایات فراوان دیگر نیز وجود دارد. [ 368 ] این روایات و برخی دیگر گرچه از
زبان صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم میباشند، لیکن از زبان امامان پیشین از جمله باقر العلوم علیه السلام، از زبان رسول
الله صلی الله علیه و آله و سلم بیان شدهاند. در گفتار دیگر شرایط مدیریتها و رهبری جامعه را آشکار و رسا عنوان میکند.
شرایطی که هر هوشمند به آنها توجه کند، این نکته را درک خواهد نمود که این شرایط در حاکمان اموی فراهم نیستند و حاکمان
اموی شایسته مقام و منصب رهبری جامعه را ندارند، ان الامامۀ لا تصلح الا لرجل فیه ثلاث خصال ورع یحجزه عن المحارم و حلم
راهبری برای کسی شایسته نیست مگر این که » [ یملک به غضبه و حسن الخلافۀ علی من ولی حتی یکون له کالوالد الرحیم. [ 369
سه ویژگی را فراهم ساخته باشد، تقوایی که از حرام الهی دوری گزیند، بردباری که بر غضب خویش تسلط یابد، و مدیریت
همچنین میفرماید: ان من دان الله بعبادة الله یجهد فیها نفسه بلا امام .« صحیح و صمیمی همانند یک پدر مهربان نسبت به فرزندش
صفحه 79 از 110
این حقیقت «. هر کس بدون رهنمون امام عادل به خدا تقرب جوید تلاش وی بیهوده است » [ عادل من الله فان سعیه غیر مقبول. [ 370
را شفاف ساخت [صفحه 207 ] که زندگی بدون رهبری الهی فرجام آن مرگ جاهلیت است، من مات و لیس علیه امام مات میتۀ
الجاهلیۀ. [ 371 ]. در سخن دیگر ولایت و رهبری عترت را محور در مدیریت و اجرای احکام عنوان مینماید، بنی الاسلام علی
اسلام بر پنج پایهی نماز و زکات و » [ خمس علی الصلوة و الزکاة و الصوم و الحج و الولایۀ و لم یناد بشیء کما نودی بالولایۀ [ 372
در این نوع گفتار .« فراخوانی نشده است « رهبری » روزه و حج و رهبری بنیان نهاده شده است و بر هیچ یک از اینان به مقدار
نورانی، امام همام پیروان خویش را از هر گونه امداد رسانی و پذیرش مسؤولیت از جانب ستمگران به هر شکلی که به ستم آنها
کمک شود هشدار می دهد. امام به هیچ وجه اجازه نمیدهد کسی کوچکترین حرکتی در راستای تثبیت موقعیت ستمگران
صورت دهد.
رفتار
اما رفتار امام همام در طول دوران زندگی خویش ولو جبهه گیری و قیام آشکار بر ضد حاکمان اموی نیست. زیرا شرایط و زمینه
آن نوع اقدام فراهم نیست. لیکن رفتار بگونهای است که حضرت موضع خویش را علیه نظام ستم اموی آشکار میسازد و در موارد
مناسب به یاران و هواداران خود این نکته را که حاکمیت امویان بر اساس ستم و طغیان بوده و هیچ گونه مشروعیت ندارد به خوبی
شفاف میسازد. به چند نمونه از رفتار امام در این راستا میپردازیم. یکی از روشهای مدیریت اجتماعی آن زمان این بود که برای
یعنی مسؤول و رئیس از جانب حکومت انتخاب « عریف » اداره [صفحه 208 ] امور طوایف گوناگون یکی از بزرگان طایفه به عنوان
از امام سؤال میکند که « عقبه بن بشیر » میشد که این عنوان یک سمت حکومتی به شمار میرفت. اینک فردی از شیعیان به نام
عریف قوم ما از دنیا رفته است، از من خواستهاند که این مسؤولیت را بپذیرم. آیا رواست که چنین مسؤولیتی را به عهده گیرم، امام
در پاسخ وی میفرماید اگر بهشت را دوست نداری و میخواهی به جهنم بروی این مسؤولیت را بپذیر و در ستم های آنان شریک
باش، فان کنت تکره الجنۀ و تبغضها فتعرف علی قومک. [ 373 ]. امام در این موضعگیری کاملا شفاف میسازد که حاکمیت
بنیامیه بر اساس ظلم و ستم پایه نهاده شده و مشروع نیست. بر کسی روا نیست هیچ گونه مسؤولیتی از جانب آنان بپذیرد. پذیرش
مسؤولیت از جانب آنان و ایستادن در صف آنان فرجامی جز تباهی و آتش در پی ندارد. محمد بن مسلم میگوید: در کنار منزل
باقر العلوم علیه السلام همراه حضرت ایستاده بودیم، که امام مشاهده نمودند مردم گروه گروه در کوچهها رفت و آمد می کنند. امام
از برخی پرسید چه اتفاقی رخ داده است، پاسخ دادند استاندار مدینه عوض شده است، مردم برای عرض تبریک به حضور ایشان
میروند. امام فرمود: این رفتار مردم دری از درهای آتش است، و انه باب من أبواب النار. [ 374 ]. این سخن امام موضعگیری شفاف
در جمع یاران خویش در برابر حاکمان بنیامیه است. همراه شدن و رضایت به حکومت آنان فرجامی [صفحه 209 ] جز آتش
ندارد. این موضعگیری یعنی حاکمان اموی مشروعیت ندارند و کسی نباید حکومتداری آنان را به آنان تبریک گوید و نباید
اقدامی را که در جهت تحکیم و تثبیت موقعیت آنان است انجام دهد. باقر العلوم علیه السلام در مسجدالحرام بودند که گفتگوی
حکومت بنیامیه را نمودند. یکی از اصحاب امام اظهار امیدواری نمود که خدا حکومتداری را نصیب حضرت کند، تا حضرت بر
همراهان خود از جمله بنیامیه حکومت کند! امام از بنیامیه اظهار بیزاری نموده فرمود: بنیامیه همراهان من نیستند، من هیچگاه به
همراهی بنیامیه خوشنود نیستیم. یاران بنیامیه افرادی ناپاک میباشند… و لا یسرنی ان اکون صاحبهم ان اصحابهم اولاد الزنا.
375 ] اظهار بیزاری و رسوا ساختن حزب حاکم عثمانیه از این بهتر و شفافتر چگونه میشود؟! ]
صفحه 80 از 110
برگرفته از کتاب امام باقر علیهالسلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *