احادیث و سخنان, گسترش و ترویج علوم

مناظره امام باقر با هشام

هشام بن عبدالملک (دهمین طاغوت اموی) در مراسم حج شرکت کرد، وقتی که همراه غلام آزاد شدهاش به نام «سالم» وارد مسجدالحرام گردید، دید امام باقر علیه السلام در گوشهای از مسجد نشسته (و مردم در اطراف او برای سوال به گردش آمدهاند) سالم به هشام گفت: «این شخص، محمد بن علی (امام باقر) است.»
هشام: همان کسی که مردم کوفه شیفتهی او شدهاند؟ [36].
سالم: آری.
هشام: نزد او برو و به او بگو امیرمومنان (هشام) می پرسد در روز قیامت، مردم تا آن هنگام که از حساب خدا فارغ گردند، چه می خورند و می نوشند؟
سالم نزد امام باقر علیه السلام آمد و همین سوال را از جانب هشام،
[صفحه 41]
مطرح کرد.
امام باقر: مردم در روی زمین محشور می شوند که آن زمین همانند گردهی نانی است و چشمههایی از آب در آن وجود دارد، از آنها می خورند و می نوشند.
هشام وقتی که این جمله را شنید. پیش خود پنداشت که بر امام چیره شده است، به سالم گفت: «نزد او برو و بگو: آنها آن چنان در قیامت به بلا و غوغای محشر مشغولند که خوردن و آشامیدن را فراموش خواهند کرد.»
سالم همین سوال را از امام علیه السلام نمود، امام فرمود:
اگر چنین باشد، لازم می شد که آنها که در میان آتش دوزخ هستند، مشغولتر و فراموشکارتر گردند و اصلا به یاد خوردن و نوشیدن نیفتند، با این که خداوند در قرآن از قول دوزخیان می گوید که به بهشتیان می گویند:
افیضوا علینا من الماء او مما رزقکم الله.
«مقداری آب یا از آن چه خدا به شما روزی داده به ما ببخشید.» [37].
بنابراین آنها در همان حال سخت، از خوردن و نوشیدن غافل نمیگردند.
هشام وقتی که این پاسخ را شنید، درمانده شد و دیگر سوال نکرد. [38].
[صفحه 42]
مناظرهی دیگر هشام
در روایت دیگر آمده: هشام همراه «نافع» غلام آزاد شدهی عمر بن خطاب (در سنه 106 هجری) وارد مسجدالحرام شد، نگاه نافع به امام باقر علیه السلام افتاد که در کنار رکن کعبه، جمعیت بسیار اطرافش را گرفته بود و از او سوال می کردند و او پاسخ می داد، به هشام گفت: «این مرد کیست که مردم این گونه مجذوب او شدهاند؟»
هشام: این شخص، محمد بن علی علیه السلام [امام باقر علیه السلام] است.
نافع: من هم اکنون نزد او می روم و پرسشهایی از او خواهم کرد که هیچ کس جز پیامبر یا وصی پیامبر، به پاسخ دادن آنها قادر نیست.
هشام: برو، شاید او را شرمنده سازی.
نافع در میان فشار جمعیت، خود را نزد امام باقر علیه السلام رسانید و گفت:
«ای محمد بن علی! من تورات، انجیل، زبور و قرآن» را خواندهام و حلال و حرام مذکور در آنها را می دانم، نزد شما آمدهام تا مسائلی را بپرسم که جز پیامبر یا وصی پیامبر، یا پسر پیامبر، هیچ کس به جواب آن پرسشها قادر نیست.»
امام باقر علیه السلام سرش را بلند کرد و فرمود: هر چه می خواهی بپرس.
نافع: بین عیسی علیه السلام و محمد صلی الله علیه و آله چند سال فاصله بود؟
امام باقر: مطابق رای تو پاسخ دهم یا مطابق رای خودم.
[صفحه 43]
نافع: مطابق هر دو رای پاسخ بده.
امام باقر: به نظر من پانصد سال فاصله بود، ولی به نظر تو ششصد سال.
نافع: در قرآن خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چنین می خوانیم:
واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن آلهه یعبدون:
«از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از خداوند رحمان، معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟»
پیامبر صلی الله علیه و آله از کدام پیامبری پرسید، با این که بین او و عیسی علیه السلام پانصد سال فاصله بود؟
امام باقر علیه السلام در این وقت این آیه را (که مربوط به معراج پیامبر صلی الله علیه و آله است) خواند:
سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا:
«پاک و منزه است خدایی که بندهاش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی – که گرداگردش را پر برکت ساختهایم – برد تا برخی از آیات و نشانههای خود را به او نشان دهیم.» [39].
یکی از نشانههایی که خداوند به محمد صلی الله علیه و آله نشان داد این بود که هنگامی که او را (در شب معراج) به بیتالمقدس آورد، پیامبران پیشین و پسین را نزد آن حضرت حاضر کرد، در آنجا نماز جماعت
[صفحه 44]
برپا شد و همهی آن پیامبران به محمد صلی الله علیه و آله اقتدا کردند، بعد از نماز به محمد صلی الله علیه و آله فرمود: «از رسولان ما بپرس آیا غیر از خداوند رحمان، معبودانی برای خویش قرار دادیم؟»
پیامبر صلی الله علیه و آله از آنها پرسید: «بر چه چیز گواهی می دهید و که را می پرستید؟»
رسولان و پیامبران پاسخ دادند: «گواهی می دهیم که معبودی جز خدای یکتا و بیهمتا نیست، و تو رسول خدا هستی، و ما عهد و پیمان خود را بر این اساس با تو برقرار می سازیم.»
نافع: درست فرمودی ای ابوجعفر (ای امام باقر) اکنون به من خبر بده از قیامت، آن گاه که آسمانها و زمین دگرگون می شود، در آن هنگام مردم تا از حساب و کتاب فارغ گردند، چه می خورند و می نوشند؟
امام باقر: نان سفیدی هست که از آن می خورند تا از حساب فارغ گردند.
نافع: آنها در آن غوغای قیامت از خوردن و نوشیدن غافل خواهند بود.
امام باقر: آیا آنها غافل ترند یا آنان که در درون آتش دوزخند؟
نافع: بلکه آنان که در درون دوزخند غافلتر می باشند.
امام باقر: خداوند از قول دوزخیان نقل می کند: «دوزخیان به بهشتیان می گویند به ما آب و غذا برسانید.» [40] بنابراین، عذاب و بلا
[صفحه 45]
آنها را از خوردن و آشامیدن باز نمیدارد، وقتی دوزخیان غذا خواستند به آنان زقوم دوزخ داده شود، وقتی آب خواستند، به آنها، از آب سوزان دوزخ می نوشانند.
نافع: راست گفتی ای پسر رسول خدا، یک مساله دیگر دارم به آن هم پاسخ دهید.
امام باقر: آن چیست؟
نافع: به من خبر بده خدا از چه زمانی بوده است؟
امام باقر: وای بر تو به من خبر بده که خدا در چه زمانی نبوده است تا به تو بگویم در چه زمانی بوده است؟
سبحان من لم یزل و لا یزال، فردا صمدا، لم یتخذ صاحبه و لا ولدا:
«پاک و منزه است آن خدایی که از ازل بوده و تا ابد خواهد بود، خدایی که یکتا و بینیاز است و همنشین و فرزند ندارد.»
در این هنگام نافع نزد هشام آمد، هشام از او پرسید: چه کردی؟ نافع گفت:
دعنی عن کلامک، و الله هو اعلم الناس حقا و هو ابن رسول الله حقا:
«با من سخن نگو، سوگند به خدا او (امام باقر) به حق از همهی مردم عالمتر است، و به راستی او پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله است.» [41].
[صفحه 46]
مطابق پارهای از روایات، در این هنگام امام باقر علیه السلام (که می خواست نافع را درمانده کند) به او رو کرد و فرمود: اینک من سوالی از تو دارم، مرا به آن خبر بده.
نافع: آن چیست؟
امام باقر: نظر تو دربارهی خوارج نهروان (که علی علیه السلام آنها را در جنگ نهروان کشت) چیست؟ [با توجه به این که نافع با خوارج هم عقیده بود] اگر بگویی امیرمومنان علی علیه السلام آنها را به حق کشت، از مذهب خودت مرتد شدهای، و اگر بگویی علی علیه السلام ناحق آنها را کشت، با چنین نسبتی به علی علیه السلام کافر گشتهای!!
نافع خود را در بنبست دید، در حالی که سخت درمانده شده بود از آنجا دور شد. در این هنگام به امام باقر علیه السلام خطاب رسید:
انت و الله اعلم الناس حقا حقا:
«تو به حق و راستی، سوگند به خدا آگاهترین انسانها هستی.»
سپس نافع نزد هشام آمد، هشام پرسید: چه کردی؟ نافع گفت: «سخنت را کوتاه کن، سوگند به خدا به راستی که این شخص (امام باقر) اعلم مردم است، و به حق پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله است و بر اصحابش سزاوار است که او را به عنوان پیامبر خود بدانند.» [42].
برگرفته از کتاب نگاهی به زندگی امام باقر علیه السلام نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *